قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
264
تاريخ نگارستان ( فارسى )
[ 459 - تافتن نورى از خربزهء پاره . ] 459 تمثيل و هم مؤلف گزيده در نزهة القلوب امثال اين غرائب كه گويا خود مشاهده كرده بود نقل مىكند از جمله در خواص خربزه ميگويد كه در اين چند سال در قزوين شخصى خربزهء پاره كرد كه نورى از آن برآمد چنان كه آنخانه روشن شد تا سه شبانهروز از آن خربزه نور ميتافت و فوجفوج مردم به زيارت آن خربزه ميشتافتند . [ 460 - داستان مولودى كه دو پيكر بود . ] 460 و منها در اين سال زنى در قزوين دخترى آورد نيمهء زيرين بر شكل دختران و نيمهء بالا از ناف دو پيكر شده چهار دست داشت و دو سر و همه متحرك بود و يكسر كمابيش از سر ديگر بمرد و قريب پنج ششماه آن بچه در حيات بود . [ 461 - داستان گوسالهء چهارچشم . ] 461 و منها در اول عهد سلطان ابو سعيد در ايران گوسالهء ديدم كه چهار چشم داشت و دو پا و هم در عهد سلطان ابو سعيد در سلطانيه مردى بود كه تمام اندامش موى خرس داشت و لحيهء او تا كمر اما كلامش مفهوم نميشد و بگدائى اوقات ميگذرانيد تا مرد . [ 462 - زنى كه روى و دستهايش موى داشت ] 462 و منها در بعضى بلاد زنى ظاهر شد كه روى و دستهايش پر موى بود مانند خرس و دندان زيرين نداشت و سخنش را كسى نميفهميد مردم ميگفتند خرس با مادرش جمع شده لاجرم اين تحفهء غريب آورده . [ 463 - داستانى ديگر مانند مذكور . ] 463 و منها مثل اينحكايت را مؤلف جامع الحكايات آورده كه در زمان سلطان ايلتميش اين نوع كسى ديدم و او را دخترى شد هم بر اين هيأت و سلطان او را نزد مستنصر عباسى فرستاد . [ 464 - دخترى كه مرد شد . ] 464 و منها در عهد اولجاتيو سلطان بولايت خولنجان قمشه دختريرا بوقت بلوغ زهار درد كرد بعد از چند روز آلت مردى و خصيتين از او بيرون آمده مردى شد و بر مصداق قول خود از جامع الحكايات اين حكايت را نقل مىكند كه در بغداد شخصى محمد نام را دخترى بود كه در حالت زفاف از قوت دخول شوهر از او آلت رجوليت پيدا شده زن خواست و او را فرزندان شدند مؤلف جامع الحكايات از كتاب طبايع الحيوان شرف الزمان طاهر مروى مىآورد كه از اجلهء آنجا مرديرا دخترى بود چهار ساله روزى آن دختر بر خود حركتى عنيف كرد كه لرزهء عظيم بر وى افتاد و موضع قبل را بشكافت از آنجا قضيبى با خصيتين بدرآمد چنان كه آلت مردى ظاهر شد و اينمعنى را با حكماى وقت بگفتند ايشان انكار اين را نكردند و گفتند اين مستنكر نيست در طبيعت . [ 465 - كودكى كه سرش چون آدمى و تنهاش مار بود ] 465 ايضا قطب الدين علامه در شرح كليات قانون آورده كه از جمال الدين صاعد بن محمد بن مصدق السغدى الاصل كاشغرى المولد كه معروف بجمال الدين تركستانى است شنيدم كه دختر نجم الدين حفض كه از فحول علماى كات خوارزم بود فرزندى تولد نمود سرش چون سر آدمى و بدنش چون بدن مار يكى دو ماه كه در حيات بود پيش مادر آمده بشير خوردن مشغول گشتى بعد از آن خود را در برگهء آبى كه در آن